- دیر زمانیست کهنه شده ام
- بوی کهنگی همه مرا گرفته.........
- به موازات خودم در راهم....
+ نوشته شده در ساعت 23:45  توسط شید
|
- فرشته نماز میخوند...
- یه سیب افتاد تو دامنش...
- ................
- .......................
- ...
- .........
- ..............و...
- .....آدم غریب شد.
+ نوشته شده در ساعت 21:23  توسط شید
|
- دلم یه فرشته میخواد...واسه بغل کردن...
+ نوشته شده در ساعت 22:16  توسط شید
|
بغضم درد میکند
چی بگم حرفهای تکراری
هنوز خورشید میتابد
هنوز صبح بیدار میشوم
زندگی میرود
دیروز مرا زمینگیر کرده است
بغضم را قورت میدهم
دیروز را میگزارم برای شب
اگرنه امروز جا میمانم
شب که شد دیروز را کجا قائم کنم؟
زیر متکایم دیگر جایی نیست
باشد برای فردا صبح
...
+ نوشته شده در ساعت 10:38  توسط شید
|
- توی آینه زیبا شده ام
- هنوز جای سیلی تو سرخ است...
- مگر گونه سرخ زیبا نیست
- پس چرا جای این سرخی هنوز میسوزد
+ نوشته شده در ساعت 1:14  توسط شید
|
درون افکار پیچ در پیچ
سایه ای در حرکت است
سریع میدود
و پشت هر دیوار پوسیده ای نفس نفس میزند
صدای پای کیست
میان تاریکی
سایه سپید است
سایه کیست
بوی خوشی می آید
دیواری فرو میریزد
صدایم ساکت میشود
کورسویی پیداست
جلو میروم
سایه میلرزد
نفسها تندتر
قدمها سنگینتر
روبروی من است
قلبم می ایستد
......
...
او خود من است
هنوز سپید مانده است
این همه سال
گرسنه
تشنه
اما سپید
نگاهم میکند
میلرزد
از سیاهی میترسد
از من
او را در آغوش میکشم
...
چقدر دلم برایش تنگ شده بود
+ نوشته شده در ساعت 14:23  توسط شید
|
- به خوابم آمدی
- با صدای بلند فریاد زدی
- تا از خواب شیرین تو بیدار شوم
- بیدار شو ازاین خیال پوشالی
- چشم گشودم به وسعت تنهایی
- کاش همیشه در خواب فریاد میزدی
- و.......من مرده بودم
- .....تا بیداری خوابم را نبینم
+ نوشته شده در ساعت 14:18  توسط شید
|
- آسمان اینجا کبود است....
- بارانش سربی
- آدما از دل سنگ
- زندگی سیاه پررنگ
- اینجا چلچراغی نیست
- گلهای قرمز قالی رو تن خاکی اتاقی نیست
- شمعهای امامزاده تو شب سرد بارانی نیست
- وقتی دلت بشکنه اینجا گنبد طلایی نیست
- اینجا درختی هست ریشه اش هیچستان
- سایه اش آفتابی
- زمینش سنگستان
- شاید اینجا همان شوق کودکانه زندگیست
- شاید اینجا همان خواب پوسیده مخملیست
- هر چه هست اینجا همان غربت آدمیست
+ نوشته شده در ساعت 23:58  توسط شید
|
- چقدر گم شده ام
- .... کجایم
- .. پیش تو؟
- پیش آب
- آتش
- خاک؟
- ندیدی مرا؟
- پشت قاب خالی
- کنار سادگی
- روبروی خودم؟
- نشانیم کجاست؟
- گهگاهی از کنار خودم رد شده ام
- همه جا تاریک است
- چیزی نیست
- چراغی افروختم
- به دنبال هیچکس
- ندیدی مرا؟
+ نوشته شده در ساعت 20:15  توسط شید
|
- در امتداد خودم راه درازی آمدم.....
- .........
- رسیدم
- نگاه کردی
- گفتی...
- رسیدن؟؟؟...نشاید
- ...
- در راه باش....
- ....
- بادی وزید...
- سکوت
- حسرت
- غربت
- ساعت دیواری اتاق خلوت
- ........
- فضای فاصله پر رنگ است
- هیچ ...هیچ....دستم خالیست...
- دیگر اینجا.....جای من تنگ است
- دیر زمانیست کهنه شده ام.....
- بوی کهنگی همه مرا گرفته....
- ............
- به موازات خودم...
- در راهم....
+ نوشته شده در ساعت 22:5  توسط شید
|
- اینجا در اتاقک سپید محدودی نشسته ام
- نه تلفظی
- نه عبوری
- .................هیچ
- روی دیوارخطی کشیده ام
- سالها پیش...
- مینگرم
- ...اولین خط....
- خط سیاهی در امتداد کودکی
- آنگاه که کشیدم...اتاقک لرزید
- تکانی خورد
- چرخید
- قبله ام تغییر کرد
- .........
- و این...اولین خط بود
- اولین بند اسارت
- اولین غربت
- اولین..............
- ......................
- .......................................
- ............
- حال...
- هرچه خط میکشم
- سپید
- سیاه
- خاکستری
- ........................................
- دیگر اتاقک نمیچرخد
- ..........قبله ام کو؟...
+ نوشته شده در ساعت 0:53  توسط شید
|
- با توام....
-
- تویی که گفتی با منی....اما بی من
- تویی که نگاه کردی به آسمان.....به من
- با نگاه پریشانم کردی...
- ...به زیر آمدم
- نگریستم...فکر کردم از جنس منی...
- چه خیال پوچ شکننده ای
- ساده بودم ...سپید....
- بالهایم افتاد...
+ نوشته شده در ساعت 0:21  توسط شید
|
-
منتظرم...
-
تو هم منتظری...
-
منتظر سوشیانس....
-
همانکه شبانگاه دلمشغولیهایت را
-
با باد... میرسانی به پروبال پریهای سوگند خورده عشق
-
و منتظر میمانی
-
تا شاید
-
یه پری
-
از او ........که به زلالی آب میماند
-
حرفی از جنس گلاب و آینه
-
از جنس خشنودی نور
-
برای ما
-
نجوا کند....
-
منتظرم.......کاش سوشیانس بیاید
-
یا پری از پریا
-
با باد.... برساند به زمین...
+ نوشته شده در ساعت 18:42  توسط شید
|